سخنان ناب بزرگان

تبلیغات
تبلیغات

منوهای سایت

ابر برچسب ها

    نظر سنجی

    بهترین خواننده ی ایران کیست؟

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :

    سخنان ناب بزرگان

    هر چه بالاتر روي از نظر آنان كه پرواز نمي دانند كوچكتر به نظر خواهي رسيد.   آندره ژيد

    بهتر است براي چيزي كه هستي،مورد نفرت باشي تا اينكه براي چيزي كه نيستي محبوب باشي.   آندره ژيد

    كار هايي هست كه ديگران هم ميتوانند انجام دهند، آن را انجام نده. حرف هايي هست كه ديگران هم ميتوانند بزنند، آن را بيان نكن و چيز هايي هست كه ديگران هم مي توانند بنويسند، آن را ننويس! كاري را بكن كه فقط تو ميتواني انجامش بدهي.   آندره ژيد

    عاقل آنچه را كه مي داند نمي گويد، ولي آنچه را كه ميگويد ميداند.  ارسطو

    عوام ثروتمندان را محترم ميدانند و خواص، دانشمندان را.  افلاطون

    از نزديكي به كسي قادر به حفظ اسرار و رموز خود نيست پرهيز نما.  افلاطون

    كاملترين نوع بي عدالتي آن است كه عادل به نظر برسي در حالي كه عادل نيستيم.   افلاطون

    به ديدن كسي كه با تو سرسنگين است مرو. با كسي كه سخنت را تكذيب كند گفتگو مكن. براي كسي كه گوش ندهد حرف نزن.   افلاطون

    ناداني هر كس به دو چيز دانسته ميشود: اول، به چيزي كه از او نپرسيده اند خبر گويد. دوم: سخن راندن بيش از ضرورت.  افلاطون

    در دنيا دو نيرو هست: شمشير و تدبير، بيشتر اوقات شمشير مغلوب تدبير شده است.  افلاطون

    سعي نكن انسان موفق باشي بلكه سعي كن انسان ارزشمندي باشي. انيشتن 

    گوش هايت را به همه بسپار اما صدايت را به عده اي معدود.   ويليم شكسپير

    ظرف كه خالي باشد صداي بيشتري دارد.   ويليام شكسپير

    روشندل و نکته دان کسی است که سخنان کوتاه و پر معنی بگوید . بزرگمهر

    اگر خاموش بنشینی تا دیگران به سخنت آورند، بهتر از آنست که سخن بگویی و خاموشت کنند.  سقراط

    من جزء یک چیز، چیزی نمی دانم و آن این است که هیچ نمی دانم.  سقراط

    برای دوست خود یک دفعه تمام محبت خود را ظاهر نکن.زیرا هروقت اندک تغییری مشاهده کرد تورا دشمن خود می داند.  سقراط

    به کسی عشق بورز که لایق عشق تو باشد نه تشنه عشق ... چون تشنه عشق روزی سیراب می شود.  ویکتور هوگو

    آنچه میگویی بکن و آنچه میکنی بگو!   ویکتور هوگو

    عید ما روزی است که آذوقه یک سال دهقانی مصرف یک روز اربابی نشود.

    (دکتر علی شریعتی)

    به آنکه اعتراض می کند که چرا دانشجویان دست می زنند و صلوات

    نمی فرستند می گویم صلوات نفرستادن جوانان گناه تُست.

    چرا که خودمیدانی صلوات را به چه صورتی درآورده ای و

    برایش چه مصرف هائی درست کردی!

    یکی اینکه تا شخصیت گنده ای وارد مجلس شده است، صلوات فرستاده ای،

    مصرف دیگرش حرکت تابوت و جنازه است درمیان زندگان.

    و مصارف دیگر، هوکردن یک سخنران،

    پایین کشیدن یک منبری ومسخره کردن کسی.

    این هاست مصارفی که تو برای صلوات ساخته ای.

    این است که قشر دانشجو برای ابراز احساساتش نمی تواند صلوات را جدی بگیرد.

    چون تو چنانش ساخته ای که بکار هوکردن و

    مسخره کردن و تداعی انحطاط می خورد.

    تو هرگز به "دست بوسیدن " اعتراض نکردی،

    حالا به "دست زدن " اعتراض می کنی؟!

     (دكتر علي شريعتي) 

    و پیش از اینکه بیندیشی که چه بگویی بیندیش که چه می گویم

     (دكتر علي شريعتي) 

    حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود کاش بجای نشان دادن زخمهای تنش افکارش را نشانمان می دادند

     (دكتر علي شريعتي) 

    چه بسیارند کسانی که همیشه حرف می زنند بی آنکه چیزی بگویند و چه کم اند کسانی که حرف نمی زنند اما بسیار می گویند.

     (دكتر علي شريعتي) 

    فلسفه زندگی انسان امروز در این جمله خلاصه می شود : فدا کردن آسایش زندگی برای ساختن وسایل آسایش زندگی

     (دكتر علي شريعتي) 

    دستانم بوی گل میدادند مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند. نگفتند که شاید گلی کاشته است.

     (دكتر علي شريعتي) 

    پدرمومن من ... مادر مقدس من ... نماز تو یک ورزش تکراری است بدون هیچ اثر اخلاقی و اصلاح عملی و حتی نتیجه بهداشتی ! که صبح و ظهر و شب انجام می دهی اما نه معانی الفاظ و ارکانش را می دانی و نه فلسفه حقیقی و هدف اساسی اش را می فهمی. تمام نتیجه کار تو و آثار نماز تو این است که پشت تو قوز درآورد و پیشانی صافت پینه بست و فرق من بی نماز با تو نمازگزار فقط این است که من این دو علامت تقوی را ندارم!

    تو می گویی: نماز خواندن با خدا سخن گفتن است. تصورش را بکن کسی با مخاطبی مشغول حرف زدن باشد اما خودش نفهمد که دارد چه می گوید؟ فقط تمام کوشش اش این باشد که با دقت و وسواس مضجکی الفاظ و حروف را از مخارج اصلی اش صادر کند. اگر هنگام حرف زدن "ص" را "س" تلفظ کند حرف زدنش غلط می شود اما اگر اصلا نفهمد چه حرفهایی می زند و به مخاطبش چه می گوید غلط نمی شود!

    اگر کسی روزی پنج بار و هر بار چند بار با مقدمات و تشریفات دقیق و حساس پیش شما بیاید و با حالتی ملتمسانه و عاجزانه و اصرار و زاری چیزی را از شما بخواهد و ببینید که با وسواس عجیبی و خواهش همیشگی خود را تلفظ می کند اما خودش نمی فهمد که چه درخواستی از شما دارد چه حالتی به شما دست می دهد؟ شما به او چه می دهید؟ و وقتی متوجه شدید که این کار برایش یک عادت شده و یا بعنوان وظیفه یا ترس از شما هم انجام می دهد دیگر چه می کنید؟ گوشتان را پنبه نمی کنید؟

    اگر خدا از آدم خیلی بی شعور و بلکه آدمی که مایه مخصوص ضد شعور دارد بدش بیاید همان رکعت اول اولین نمازش با یک لگد پشت به قبله از درگاه خود بیرونش می اندازد و پرتش می کند توی بدترین جاهای جهان سوم تا در چنگ استعمار همچون چهارپایان زبان بسته ی نجیب بار بکشد و خار هم نخورد و شکر خدا کند و در آرزوی بهشت آخرت در دوزخ دنیا زندگی کند و در لهیب آتش و ذلت و جهل و فقر خود ابولهب باشد و زنش حماله الحطب!!!

    و اگر خدا ترحم کند رهایش می کند تا همچون خر خراس تمام عمر بر عادت خویش در دوار سرسام آور بلاهت دور زند و دور زند و دور زند...... و در غروب یک عمر حرکت و طی طریق در این" مذهب دوری" به همان نقطه ای رسد که صبح آغاز کرده بود. با چشم بسته تا نبیند که چه می کند و با پوز بسته تا نخورد از آنچه می سازد! و این است بنده مومن آنچه عفت و تقوی می گویند.

     (دكتر علي شريعتي) 

    دکتر علی شريعتی انسان‌ها را به چهار دسته تقسيم کرده است:

    ١ـ آناني که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

    عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فيزيک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم مي‌شوند. بنابراين اينان تنها هويت جسمی دارند.

    ٢ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

    مردگانی متحرک درجهان. خود فروختگانی که هويت‌شان را به ازای چيزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصيت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آيند. مرده و زنده‌‌شان يکی است.

    ٣ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم هستند.

    آدم‌های معتبر و با شخصيت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثيرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داريم و برايشان ارزش و احترام قائليم.

    ٤ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هستند.

     (دكتر علي شريعتي) 

    ترجيح ميدهم با كفشهايم در خيابان راه بروم و به خدا فكركنم

     تا اين كه در مسجد بشينم و به كفشهايم فكر كنم

     (دكتر علي شريعتي) 

    جامعه 2 طبقه دارد:

    1-طبقه ای که می خورد و کار نمی کند

    2-طبقه ای که کار می کند و نمی خورد 

     (دكتر علي شريعتي) 

    انسان مجبور نیست حقایق را بگوید ولی مجبور است چیزی را که می گوید
    حقیقت داشته باشد

     (دكتر علي شريعتي) 

    آنان که می فهمند عذاب می کشند وآنان که نمی فهمند عذاب می دهند.

     (دكتر علي شريعتي) 

     

     

    نظر یادتون نره

     


    نویسنده : مهران تقوی
    برچسب‌ها : سخنان ناب بزرگان, سخن ناب, بهترين سخنان ناب بزرگان, سخنان آموزنده, گفتار بزرگان, جملات فلسفی,حرف های فسفی,جملا معنی دار, حرف های فلسفی بزرگان,جملات شریعتی,جملات ارسطو,سخنان افلاطون,سخنان بزرگمهر,
    تاريخ : جمعه 2 خرداد 1393 ساعت: 0:01
    بازدید : 1310

    صفحات وب